فرایند فرگشت الگویی از روابط بین گونهها ایجاد میکند. همانطور که نَسَبها1 فرگشت و انشعاب مییابند و تغییرات به ارث میرسد، مسیرهای فرگشتیِ آنها واگرا میشود. این اتفاق ساختاری شاخهای از روابط فرگشتی ایجاد میکند.
با مطالعهٔ ویژگیهای وراثتیافتهٔ گونهها و بقیهٔ شواهد تاریخی، میتوانیم روابط فرگشتی را بازسازی کرده و آنها را روی یک «درخت خانوادگی»، به نام فیلوژنی2، نمایش دهیم. این فیلوژنی که در ادامه میبینید نمایش دهندهٔ روابط بنیادینی است که تمام حیات روی زمین را به هم متصل میکند.
این درخت، مثل همهٔ درختهای فیلوژنتیکی، یک فرضیه3 دربارهٔ روابط میان جانداران است و نشاندهندهٔ این ایده است که کل حیات به هم مرتبط است. همانطور که در ادامه میبینید، میتوانیم شاخههای مشخصی از درخت را بزرگنمایی کنیم تا فیلوژنیِ نسبهای خاصی را بکاویم، برای مثال یوکاریوتها4. سپس میتوانیم حتی بیشتر بزرگنمایی کنیم و برخی از نسبهای اصلیِ درون یوکاریوتها را بررسی کنیم، برای مثال اپیستوکونتها5... و به همین ترتیب.

از درخت حیات تا مهرهداران: درخت حیات (برگرفته از Hug و همکاران، ۲۰۱۶)، یوکاریوتها، اپیستوکونتها و مهرهداران
این درخت توسط رشته شواهد بسیاری پشتیبانی میشود، ولی احتمالاً بیعیب نیست. دانشمندان به طور مداوم فرضیهها را مورد ارزیابیِ دوباره قرار داده و آنها را در مقابل شواهد جدید میسنجند. همینطور که دانشمندان اطلاعات بیشتری جمعآوری میکنند، ممکن است، با بازچینی شاخههای درخت، در مورد این فرضیههای خاص تجدید نظر کنند. برای مثال، شواهد بدست آمده در ۵۰ سال اخیر به این اشاره دارد که پرندگان دایناسور هستند، و اصلاح چندین شاخهٔ مربوط به مهرهداران را در پی داشته است.
-
Lineage ↩
-
Phylogeny: روابط فرگشتی بین جانداران؛ ساختار شاخهای نسبها که با در نظر گرفتن تاریخ فرگشتی جانداران ایجاد شده است. بسیاری از فیلوژنیهایی که با آن روبرو میشوید «درخت خانوادگیِ» گروهی از گونهها هستند که ارتباط نزدیکی با هم دارند. همچنین ما میتوانیم از یک فیلوژنی برای نمایش روابط بین همهی اشکال حیات استفاده کنیم. ↩
-
Hypothesis: یک توضیح پیشنهادی برای دستهی محدودی از پدیدهها. یک فرضیه باید توسط شواهدی از دنیای طبیعی قابل آزمایش باشد. اگر یک توضیح امکان آزمایش توسط نتایج تجربی، مشاهده یا روشی دیگر را نداشته باشد، آنگاه یک فرضیهی علمی نخواهد بود. ↩
-
Eukaryotes ↩
-
Opisthokonta ↩