وقتی سرنوشت ژنهای فردی که تا سالهای پیری و پختگی زیسته ولی هیچوقت فرصت جفتگیری نیافته را در نظر میگیرید، قدرت انتخاب جنسی مشخصتر میشود: نداشتن فرزند یعنی عدم بقای ژن فرد در نسل بعد؛ یعنی همهٔ آن ژنها که به رسیدن فرد به سالهای پیری و پختگی کمک کردهاند به هیچکس منتقل نمیشوند! در نتیجه سازواریِ آن فرد صفر است. این را با فردی مقایسه کنید که عمر چندان طولانیای ندارد، ولی فرزندانی از خود به جا میگذارد...

انتخاب یک مسیر دوطرفه است
انتخاب جنسی اغلب در دو جهت کار میکند، اگرچه در بعضی موارد شاهد «برعکس شدن نقش جنسی» هستیم:
رقابت نر
نرها بر سر دسترسی به مادهها، مدت زمان جفتگیری با مادهها و حتی این که اسپرم چه کسی تخمکها را بارور کند رقابت میکنند. برای مثال، سنجاقک سوزنیِ1 نر هنگام جفتگیری اسپرم رقیب را از مجرای تناسلی ماده میزداید.
انتخاب ماده
مادهها انتخاب میکنند با کدام نرها جفتگیری کنند، برای چه مدتی جفتگیری کنند و حتی اینکه اسپرم چه کسی تخمکهایشان را بارور کند. بعضی مادهها میتوانند اسپرم یک جفتِ نامطلوب را دفع کنند.
-
Damselfly ↩