ℹ️ توجه
این کتاب در حال تکمیل است. مطالب فعلی اصلاح و مطالب جدیدی به آن افزوده خواهد شد. شما در حال دیدن آن هستید چون نیازی نیست چیزی برای دیده شدن منتظر کامل شدن بماند. چیزها همیشه در حال تکمیل شدن هستند، در این مورد هم همینطور است؛ ولی دلیلی ندارد همین حالا هم به درد کسی نخورد.

درخت، نه نردبان!


زیست‌شناسان در طول تاریخ چندین بار خود را به این هدف اشتباه متعهد کرده‌اند که حیات را به صورت یک نردبان، از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین جانداران، سامان دهند. این ایده در دلِ «زنجیرهٔ عظیم هستیِ» ارسطو نیز قرار دارد.

همچنین، چنین برداشت اشتباهی ممکن است در مورد فیلوژنی‌ها نیز صورت گیرد، به این شکل که فکر کنیم برخی جانداران «پیشرفته‌تر» از بقیه هستند؛ اگرچه، فیلوژنی‌ها به هیچ وجه بر چنین چیزی دلالت ندارند.

زنجیرهٔ عظیم هستی

نسخهٔ ارسطو از زنجیرهٔ عظیم هستی.
حالا می‌دانیم که این ایده غلط است.

در این فیلوژنیِ بسیار ساده‌شده، بر اثر یک رویدادِ گونه‌زایی دو نسب ایجاد شد. یکی به خزه‌های امروزی منتهی شد؛ دیگری به سرخس، کاج و گل سرخ. از زمانِ این رویدادِ گونه‌زایی، هر دو نسب فرصت مساوی برای فرگشت داشته‌اند. پس، اگرچه خزه‌ها خیلی زود در «درختِ حیات» به شاخه‌ای مستقل تبدیل شدند و خصوصیات مشترک بسیاری با نیای همهٔ گیاهانِ خاکی1 دارند، گونهٔ خزهٔ امروزی نیای گیاهانِ خاکیِ دیگر نیست. همچنین بدوی‌تر از آنها نیز نیست. خزه‌ها عموزاده‌های گیاهانِ خاکیِ دیگر هستند.

فیلوژنی گیاهان

پس به‌یاد داشتن این سه نکته در هنگام مطالعهٔ یک فیلوژنی مهم است:

۱) فرگشت طرحی از روابط بین نسب‌ها ایجاد می‌کند که به شکلِ یک درخت است، نه یک نردبان. فیلوژنی گیاهان

۲) این که ما ترجیح می‌دهیم فیلوژنی‌ها را از چپ به راست مطالعه کنیم، هیچ ارتباطی با سطح «پیشرفت» ندارد. فیلوژنی گیاهان

۳) برای هر رویدادِ گونه‌زایی روی یک فیلوژنی، انتخاب این که کدام نسب سمت راست و کدام سمت چپ قرار گیرد اختیاری است. فیلوژنی‌های زیر یکسان هستند: فیلوژنی گیاهان

زیست‌شناسان همواره کلادهایی را که بیشتر مدّ نظرشان است (چه خفاش یا ساس باشد، یا باکتری) را در سمت راستِ فیلوژنی قرار می‌دهند.

تصورات غلط در مورد انسان‌ها


وقتی به فرگشتِ انسان می‌رسیم، نکات ذکر شده در بالا موجب بیشترین مشکلات می‌شود. فیلوژنیِ نزدیک‌ترین گونه‌های زنده به ما (انسان‌های مدرن) به این صورت است:

فیلوژنی گیاهان

مهم است که به‌یاد داشته باشیم:

۱) انسان‌ها از شامپانزه‌ها فرگشت نیافته‌اند. انسان‌ها و شامپانزه‌ها عموزاده‌های فرگشتی هستند و یک نیای مشترکِ متأخر دارند که نه شامپانزه و نه انسان بود.

۲) انسان‌ها «بالاتر» یا «فرگشت یافته‌تر» از دیگر نسب‌های موجود نیستند. از زمانی که نسب‌های ما از هم جدا شدند، انسان‌ها و شامپانزه‌ها هر کدام ویژگی‌هایی مختص (یا منحصر) به نسب خود را کسب کردند.



⟶ مطلب قبلی | مطلب بعدی ⟵


  1. Land plants 


از ترجمه و انتشار نه فقط فصل‌های بعدی، که کتاب‌های بعدی حمایت کنید.